Dr-Mobarak Wahidy
-
ثروت هيچگاه
جایگزین عزت نمى شود مرد باشيد :)
06/04/2026
#داستان آموزنده
خواهری که تازه عروسی کرده بود به نماز شوهر خودش خیلی اهمیت میداد وهر روز او را برای نماز صبح بیدار می کرد تا به مسجد برود..
یکی از روزها کمی دیرتر بیدار شد و شوهرش را بلافاصله بیدار کرد تا هر چه زودتر به مسجد برود و نماز را به جماعت بخواند.شوهر که به مسجد رسید جماعت اول تمام شده بود با جماعت دوم نمازش را تمام کرد.
بعد از نماز،امام مسجد سراسیمه پیش او رفت و گفت: تو شوهر فلانی نیستی؟حسابی تعجب کرد!! اسم خانومش را از کجا گرفته بود.؟!!با تعجب تمام گفت بله خودم هستم اما تو اسم خانم من را از کجا فهمیدی؟
امام گفت به الله قسم که من امشب در خواب دیدم که همه اهل مسجد که نماز فجر را با ما با جماعت اول میخوانند،در بهشت با هم هستیم و یک زن هم همراه ما بود. من درباره اش پرسیدم به من گفته شد این فلان زن همسر فلانی هست...!
مرد خوشحال و با شور وشوق فراوان به خانه اش رفت تا این مژده و خبر خوش را به همسر مومنه ودلسوزش برساند.وقتی به خانه رسید همسر عزیزش را درحالی یافت که درحال سجده است و روح پاکش به آسمانها عروج کرده است...
الله اکبر . . . چه خاتمه زیبایی نصیب زنی اون هم دراین دوران شده ... کسی که به نمازخودش که هیچ ، بلکه به نماز جماعت شوهرش هم اهمیت زیادی میداده.
ای کسیکه باخیال راحت صبحها خواب خوش را را بر نمازت ترجیح می دهی و گمان میکنی با اینکارت استراحت و آرامش بیشتری راحاصل میکنی بدان ! که همیشه در دایره غمها واندوههای ناتمام قرار میگیری
اگر تا آخر خواندی بنویس (سبحان الله) و همچنان صحفه ما را لایک کنید تا از این بیشتر بدانید ! ! !
همچنان عضو گروه در وتساپ با ما باشید : https://chat.whatsapp.com/KSj4IGm52ecAGdsztJsBvB
04/04/2026
🩺🫀🩺
❤️🩹😊
*۱. خواب چیست؟*
خواب یک حالت طبیعی جسم و روان است که در آن بدن استراحت میکند، ذهن آرام میگیرد و مغز خود را تجدید مینماید. بدون خواب، بدن و ذهن انسان نمیتواند بهدرستی فعالیت کند.
*۲. اهمیت خواب:*
خواب خوب سبب میشود که:
ذهن تازه و تمرکز قوی داشته باشیم
حافظه بهتر کار کند
بدن انرژی بگیرد و سیستم ایمنی قوی شود
هورمونها منظمتر ترشح شوند
*۳. انواع خواب:*
خواب دو مرحله مهم دارد:
خواب سبک (Non-REM): مرحلهای که بدن رفتهرفته آرام میشود
خواب عمیق (REM): مرحلهای که بیشتر رؤیاها رخ میدهد و مغز فعالتر است
*۴. چند ساعت خواب ضرورت است؟*
کودکان: ۱۰ تا ۱۲ ساعت
نوجوانان: ۸ تا ۱۰ ساعت
بزرگسالان: ۷ تا ۹ ساعت
سالمندان: ۶ تا ۸ ساعت
*۵. عوامل برهمزننده خواب:*
استفاده بیش از حد موبایل و تلویزیون پیش از خواب
نوشیدن قهوه یا چای قوی در شب
تشویش و اضطراب
صدای بلند یا نور زیاد
*۶. توصیهها برای خواب آرام:*
همیشه در یک ساعت مشخص بخواب و بیدار شو
پیش از خواب از موبایل دوری کن
یک لیوان شیر گرم یا چای بابونه بنوش
محیط خواب باید تاریک، آرام و خنک باشد
اگر مطالعه کردی بنویس مطالعه شد
• و همچنان صحفه ما را لایک کنید تا از این بیشتر بدانید ! ! !
همچنان عضو گروه طبی در وتساپ با ما باشید : https://chat.whatsapp.com/KSj4IGm52ecAGdsztJsBvB
28/03/2026
`🩺 روش خیلی کوتاه گرفتن فشار خون با دستگاه دستی`
① بازوبند را ۲ سانتیمتر بالاتر از آرنج ببندید.
② گوشی طبی را روی نبض داخل آرنج بگذارید.
③ هوا را تا ۱۶۰–۱۸۰ پمپ کنید.
④ آهسته هوا را خالی کنید.
🔹 اولین صدا = فشار بالا
🔹 قطع صدا = فشار پایین
📊 فشار خون نرمال: ۱۲۰ / ۸۰
اگر مطالعه کردی بنویس مطالعه شد
• و همچنان صحفه ما را لایک کنید تا از این بیشتر بدانید ! ! !
همچنان عضو گروه طبی در وتساپ با ما باشید : https://chat.whatsapp.com/KSj4IGm52ecAGdsztJsBvB?mode=gi_t
25/01/2026
داستان آموزنده یک داکتر
پس از رسیدن یک تماس تیلفونی برای یک عملیات جراحی عاجل ، داکتر با عجله راهی شفاخانه شد ، او پس از اینکه جواب تیلفون را داد ، بلافاصله لباسهایش را تبدیل کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد.
او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر داکتر بود. به محض دیدن دکتر ، پدر داد زد : چرا اینقدر طول کشید تا بیایی ؟ مگر نمی دانی زندگی پسر من در خطر است ؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری ؟
داکتر لبخندی زد و گفت : متأسفم ، من در شفاخانه نبودم و پس از دریافت تماس تیلفونی ، هرچه سریعتر خودم را رساندم و اکنون ، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم .
پدر با عصبانیت گفت : آرام باشم ؟! اگر پسر خودت همین حالا در همین اتاق می بود آیا تو میتوانستی آرام بگیری ؟ اگر پسر خودت همین حالا می مرد چی کار می کردی ؟
داکتر دوباره لبخندی زد و پاسخ داد : از خاک آمده ایم و به خاک باز می گردیم ، شفادهنده خداوند است ،داکتر نمیتواند عمر را افزایش دهد ، برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ، ما بهترین کارمان را انجام می دهیم به لطف و منت خدا .
پدر زمزمه کرد : ( نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است )
عملیات چند ساعت طول کشید و بعد داکتر از اتاق عملیات با خوشحالی بیرون آمد خدا را شکر ! پسر شما نجات پیدا کرد و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود ، با عجله و در حالیکه شفاخانه را ترک می کرد گفت : اگر شما سوالی دارید ، از نرس بپرسید . . .
پدر با دیدن نرس که چند لحظه پس از ترک داکتر دید گفت : چرا او اینقدر متکبر است ؟ نمی توانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سوال کنم ؟
نرس درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش دیروز در یک حادثه ی ترافیکی مرد ، وقتی ما با او برای عملیات پسر تو تماس گرفتیم ، او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند .
هرگز کسی را قضاوت نکنید چون شما هرگز نمیدانید زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان میگذرد یا آنان در چه شرایطی هستند .
به سلامتی داکتر صاحب های خوب و مهربان مان....!
اگر مطالعه کردی بنویس مطالعه شد
وهمچنان برای ما درخواست دوستی ارسال کنید
تااز موضوعات ناب وعالی ما مستفید شوید!
24/01/2026
داستان آموزنده
پیرمردی با مرد جوانی مواجه می شود
که می پرسد:
"شما مرا به یاد دارید؟"
پیرمرد می گوید نه. سپس مرد جوان به او می گوید که شاگرد اوست , معلم می پرسد:
"چه کار می کنی، در زندگی چه کار می کنی؟"
جوان پاسخ می دهد:
" من معلم هستم."
آه، چقدر خوب، مثل من؟
" بله. در واقع، من معلم شدم زیرا تو به من الهام دادی که شبیه تو باشم.»
پیرمرد با کنجکاوی از مرد جوان می پرسد: که در چه زمانی تصمیم گرفتی، معلم شوی؟ - مرد جوان داستان زیر را برای او تعریف می کند:
«یک روز، یکی از دوستانم، که او هم متعلم بود، با یک ساعت جدید زیبا وارد شد و من تصمیم گرفتم آنرا از جیبش بدزدم.
مدت کوتاهی بعد همصنفم متوجه گم شدن ساعتش شد و بلافاصله به معلم ما که شما بودید شکایت کرد.
سپس شما خطاب به همه گفتید: «ساعت این دانشجو امروز در موقع درس دزدیده شده. هر کس دزدیده، لطفاً آن را برگرداند.»
من ساعت را پس ندادم چون نخواستم.
در را بستی و گفتی همه بایستیم و دایره ای تشکیل دهیم.
قرار بود یکی یکی جیب های ما را بپالی تا ساعت پیدا شود.
با این حال تو به ما گفتی که چشمان را ببندیم، زیرا فقط در صورتی به دنبال ساعت او می گردی که همه ما چشمان را بسته باشیم.
جیب به جیب رفتی و وقتی در جیب من رسیدی،ساعت را پیدا کردی و گرفتی. بعدا" جیب دیگران را هم جستوجو کردی و وقتی کارت تمام شد گفتی چشمان تا نرا باز کنید. ما ساعت را پیدا کردیم.
تو به من هیچ نگفتی و هیچوقت اشاره هم نکردی. شما هرگز نگفتید چه کسی ساعت را دزدیده است. آن روز برای همیشه آبروی مرا حفظ کردی. آنروز شرم آور ترین روز زندگی من بود.
اما ان روزی بود که تصمیم گرفتم دزد، و آدم بد نشوم، تو هیچ وقت چیزی نگفتی، حتی مرا سرزنش هم و درس اخلاقی به من دادی.
پیام انسانی شما را به وضوح دریافت کردم و با تشکر از شما، متوجه شدم که یک مربی واقعی چه کاری باید انجام بدهد.
استاد این اپیسود را به خاطر دارید؟
پروفسور پیر پاسخ داد: بله، ساعت دزدیده شده را به یاد دارم که در جیب همه دنبالش می گشتم. من تو را به یاد نیاوردم، زیرا در حین پالیدن من نیز چشمانم را بسته بودم.»
-( اصول آموزش چنین است) ...
《 اگر برای اصلاح کسی را تحقیر کنید. نمی دانید چگونه تدریس کنید.》
اگر مطالعه کردی بنویس مطالعه شد
وهمچنان برای ما درخواست دوستی ارسال کنید
Click here to claim your Sponsored Listing.